
وقتی که دستِ بارون
مرثیه رُ میباره
وقتی یه کولی آسونغم هامُ میشماره
وقتی که دل ندادن
دلا رُ درد میاره
به غیرِ عاشق شدن
پس چیه راه چاره؟
حساب کتاب نداره
اشکا رُ در میاره
دنیا با گیرُ دارش
پیش ِ چشِ ما خاره
حرفِ حساب نداره
اون که جواب نداره
همیشه انتظارش
بُغضشُ کرده پاره
ما عاشقی نکردیم
تا عشق بِمون بخنده
حرفشُ پیش آوردیم
گفتیم کیلوئی چنده؟
خونه ای رُ ندیدیم
در به رومون ببنده
عاشقا رُ میدیدیم
میگفتیم عشق چَرَنده
حساب کتاب نداره
اشکا رُ در میاره
دنیا با گیرُ دارش
پیش ِ چشِ ما خاره
حرفِ حساب نداره
اون که جواب نداره
همیشه انتظارش
بُغضشُ کرده پاره
۹ ژانویه
۲۰۰۹ میلادی








